|
هزاره | ||
[ سه شنبه هجدهم مرداد 1390 ] [ 7:10 قبل از ظهر ] [ shayan ]
زندگينامه مزاري زندگينامهء يک انسان اسطورهء اين سر زمين است که از خاکستر فقر و سياه روزي مردمش بر خاست و با خون و خطر روز گارش آويخت و سر انجام، با انتخاب مرگ گلگون، همرنگ لاله هاي بهاري شد و سر خجامه و چاک چاک به نداي "ارجعي" پروردگار بزر گش لبيک گفت؛ تا خون شود و در شرائين وطن جاري گردد، تا شوري برانگيزد و نام بلندش فرياد سبز انسان بر بستر اين سرزمين گردد و تا فرياد عدالت و آزادي شود و جاودانه در حنجرهء زمان بپيچد و هميشه بر زبانها تکرار شود! [ سه شنبه هجدهم مرداد 1390 ] [ 6:4 قبل از ظهر ] [ shayan ]
چیستان های هزارگی
یک تخته سنگ جلجلی نه در هوا نه در زمی. همه ی چیز برای نوشتو . ریسپون رسه بسه هر چه دراز کنی می رسه. خودم د پشت تو، موییم د مشت تو. قلف کدوم کلی کدوم از سر کوه للی کدوم. رافتوم د راه، یافتوم گیاه، مغزش سپید، پوستش سیاه . تا خانه بال خانه، سرخ ملا می خوانه . عف میزنه، جف میزنه، گرد خو یک قد برف میزنه . چیست آنکه گریه کنان می آید، خنده کنان می رود . چيست آنکه تا آسمو گریه نکنه، اشک شی روان نموشه؟
خــون سنگ بهار آمـد دریغا ماتمی در گلشن است امروز به برگ هردرختی مرغکی درشیون است امروز گریبان بایـد از غم پاره سازیم ای وطن داران گریبان وطن در پـنجـۀ اهـریـمـن است امـروز به میهن بایدش می ریختم، فریاد از این غربت زخون خویش می شرمم که جاری درتن است امروز نه جسم نا تــوانــم را مجـال جان فشانــی هـــا نه چشم بی فـروغـم را تـوان دیدن است امروز نگـیـنی را کـه بـر تاج غـرور شرق می تابـیـد چسان بـیـنم که پا مال جنون دشمن است امروز به گـوش قـاتـل مـردم شـنـیـدم روح بــودا گفت که خون سنگ هم اینک ترا درگردن است امروز تـبـر در دست کور افـتاده کشور می شود ویران خدایا گردنش بشکن که بشکن بشکن است امروز
[ سه شنبه بیست و هشتم تیر 1390 ] [ 5:13 بعد از ظهر ] [ shayan ]
من اسمم شایان است از این به بعد می خواهم که در سرنوشت کشورم به خصوص هزاره ها سهیم باشم امید وارم که بتوانم از عهده ی این کار بر بیایم. [ جمعه بیست و هفتم خرداد 1390 ] [ 8:44 بعد از ظهر ] [ shayan ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||